شعر عاشورایی (گلچین شعر مصائب اهل بیت)

314

شعر عاشورایی جایگاه ویژه ای در میان اشعار آیینی دارد. شعر آیینی با شعر عاشورایی و سروده‌هایی درباره قیام امام حسین، مصائب ایشان و اهل بیت آغاز شد. شاعران شیعه که دغدغه پرداختن به مسائل دینی را دارند، توجه خاص به این واقعه داشته اند. ادبیات موسوم به عاشورایی در طول تاریخ از رفت و برگشت‌ها و فراز و فرودهای بسیاری برخوردار بوده است. در دوره‌ای بحث اندیشناکی آن مطرح بود و در دوره‌ای، بُعد حماسی واقعه کربلا مطرح شد. گزیده ای از اشعار در رثای امام حسین و شهدای کربلا را در ادامه مطلب بخوانید.

 

مثنوی با مضمون عاشورا

 

ای بهار نینوا در فصل جوش

ای گل خون پیشه آتش فروش

گوییا خون بشارت بر تو ریخت

اشک زینب در اسارت بر تو ریخت

در زمین، دشت تپیدن‌ها تویی

قتلگاه سر بریدن‌ها تویی

خواهر خورشید رنگ زرد من

خواهر مغموم صحراگرد من

داغ تو درد دقایق می‌دهد

بوی صد صحرا شقایق می‌دهد

تو به باغ داغ نیلی رفته‌ای

تا کبودستان سیلی رفته‌ای

قلب عالم را تو دیدی خون‌فشان

رو به سوی قتلگه، دامن‌کشان

مادرت زهرا وصیت کرده بود

بر گلویش بوسه نیت کرده بود

تا ببوسی شط مروارید را

در گلوگاه عطش، خورشید را

تو نهاده بوسه بر جایی که نور

خوشه‌ها برداشت آن جا از ظهور

بوسه بر زخمی که انسان خورده است

بوسه بر بغضی که ایمان خورده است

پس وصیت این چنین فرجام یافت

قلب زهرا در زمین آرام یافت

ای اسیر لشکر سرنیزه‌ها

ناظر خورشید سر بر نیزه‌ها

ای سفیر کربلا در قصر ظلم

خواهر خون خدا در عصر ظلم

در لطافت بوسه پیغمبری

در سخن همتا زتیغ حیدری

در شب شام غریبان بار باب

کودکان گریه را بردی به خواب

دست تو گهواره‌دار ناله بود

دامنت تسکین بغض لاله بود

نوردادی آن شبان شوم را

خواب کردی ضجه کلثوم را

در نگاه سرخ تو گل‌جان سپرد

روبه‌روی چشم تو، خورشید مرد

دختر طاها! تو قلب غربتی

تو مزار عشق در هر تربتی

دختر زهرا! گل حزن بهار

دختر مغرور خشم ذوالفقار

تو مراد و مذهب و دین منی

قبله این قلب خونین منی

احمد عزیزی

*****

چو از جان پیش پای عشق سر داد

سرش بر نی نوای عشق سر داد

به روی نیزه و شیرین‌زبانی!

عجب نبود ز نی شکرفشانی

اگر نی پرده‌ای دیگر بخواند

نیستان را به آتش می‌کشاند

سزد گر چشم‌ها در خون نشینند

چو دریا را به روی نیزه بینند

شگفتا بی‌سر و سامانی عشق!

به روی نیزه سرگردانی عشق!

ز دست عشق در عالم هیاهوست

تمام فتنه‌ها زیر سر اوست

قیصر امین‌پور

*****


گفت محمد که ز دشت بلا

بی‌سر آیند حسین مرا

ای لب تو تشنه‌ترین غنچه‌ها

کرده غمت با دل خونم چه‌ها

دل خوشی و عشق نگردند جمع

شاهد من آتش و اشک است و شمع

طوطی اگر در قفس آئینه داشت

چلچلة ما غم دیرینه داشت

غصه حریف دل مشتاق نیسته

هرکه کند شکوه ز عشاق نیست

نادر بختیاری

بی سر و سامان توام یا حسین

 

 

سلام بر تو و نیزه ای که حامل توست

به محملی که درونش تمامی دل توست

سلام بر تو بر زلف عنبر افشانت

نگاه غم زده ی زینب پریشانت

دشت پر از ناله و فریاد بود

سلسله بر گردن سجاد بود

فصل عزا آمد و دل غم گرفت

خیمه دل بوی محرم گرفت

زهره منظومه زهرا حسین

کشته افتاده به صحرا حسین

دست صبا زلف تو را شانه کرد

بر سر نی خنده مستانه کرد

چیست لب خشک و ترک خورده ات

چشمه ای از زخم نمک خورده ات

روشنی خلوت شبهای من

بوسه بزن بر تب لبهای من

تا ز غم غربت تو تب کنم

یاد پریشانی زینب کنم

آه از آن لحظه که بر سینه ات

بوسه نشاندند لب تیرها

آه از آن لحظه که بر سینه ات

بوسه نشاندند لب تیرها

آه از آن لحظه که بر پیکرت

زخم کشیدند به شمشیرها

آه از آن لحظه که اصغر شکفت

در هدف چشم کمانگیرها

آه از آن لحظه که سجاد شد

همنفس ناله زنجیرها

قوم به حج رفته به حج رفته اند

بی تو در این بادیه کج رفته اند

کعبه تویی کعبه به جز سنگ نیست

آینه ای مثل تو بی رنگ نیست

آینه رهگذر صوفیان

سنگ نصیب گذر کوفیان

کوفه دم از مهر و وفا می‌زدند

شام تو را سنگ جفا می‌زدند

کوفه اگر آینه ات را شکست

شام از این واقعه طرفی نبست

کوفه اگر تیغ و تبرزین شود

شام اگر یکسره آذین شود

مرگ اگر اسب مرا زین کند

خون مرا تیغ تو تضمین کند

آتش پرهیز نبرد مرا

تیغ اجل نیز نبرد مرا

بی سر و سامان توام یا حسین

دست به دامان تو ام یا حسین

جان علی سلسله بندم مکن

گردم از خاک بلندم مکن

عاثقبت این عشق هلاکم کند

در گذر کوی تو خاکم کند

تربت تو بوی خدا می‌دهد

بوی حضور شهدا می‌دهد

مشعر حق عزم منا کرده ای

کعبه ی شش گوشه بنا کرده ای

تیر تنت را به مصاف آمدست

تیغ سرت را به طواف آمدست

چیست شفابخش دل ریش ما

مرحم زخم و غم و تشویش ما

چیست به جز یاد گل روی تو

سجده به محراب دو ابروی تو

بر سر نی زلف رها کرده ای

با جگر شیعه چه‌ها کرده ای

باز که هنگامه برانگیختی

بر جگر شیعه نمک ریختی

کو کفنی تا که بپوشم تنت

تاگیرم دامنه ی دامنت

محمدرضا آقاسی

دوبیتی با مضمون شهادت امام حسین (ع)


نه تنها تیر و تیغ و سنگ بوده

سر پیراهن تو جنگ بوده

ولی شرمنده زینب دیر فهمید

که انگشتر به دستت تنگ بوده

*

دلی در خون نشسته دوست داری؟

بگو قلبی شکسته دوست داری؟

تورا ای عشق! بی سر دوست دارم

مرا با دست بسته دوست داری؟

حمیدرضا برقعی

*****

آن جمله چو بر زبان مولا جوشید

آز نای زمانه نعره ی “لا” جوشید

تنها ز گلوی اصغر شش ماهه

خون بود، که در جواب بابا جوشید

سیدحسن حسینی

*****


آن سو نگران، نگاه پیغمبر بود

خورشید، رسول آه پیغمبر بود

ای تیغ پلید می‌شکستی ای کاش

آن حنجره بوسه گاه پیغمبر بود

ساعد باقری

*****


ای بی کفن سینه شکسته ارباب

آرامش سینه‌های خسته ارباب

وای از دل خواهر غریب می‌دید

بر سینه تو شمر نشسته ارباب

*****

آن گونه رخ به خاک منه، معجرم که هست

حیف ازسرتو نیست بیفتد، سرم که هست

گیرم مرا به قتلگهت ره نداد شمر

تا سر به زانویش بنهی، مادرم که هست

*****

به بزم گریه همرنگ غروبم

به زیر ابر ستار العیوبم

تسلای دلت اشک محبان

خدا صبرت دهد آقای خوبم

*****

در این ده شب صدای نو فلک وای

نوای ناله ملک و ملک وای

شهیدان سرخوش و ما مانده ایم و

دم یا لیتنا کنا معک وای

*****

منم زینب که معنای وفایم

منم که فانی راه بقایم

منم یک زن ولی در اوج غیرت

امیر فاتح کرب و بلایم

*****

به زهرایی شبیه مادرم من

به مولایی بسان حیدرم من

حسینم رفت اما دین به جا ماند

به تنهایی امیر لشکرم من

*****

کلید گنج اسرار حسینم

چو عباسم علمدار حسینم

حسینم گر به مقتل آرمیده

من امشب چشم بیدار حسینم

*****

اگرچه زیر بار غم خمیدم

وگر جام بلا را سر کشیدم

اگرچه جسم بی سر دیدم اما

به غیر از عشق و زیبایی ندیدم

*****

همین امروز دیدم دلبرم رفت

یگانه سایه روی سرم رفت

فرات و اشک خیمه موج می‌زد

لب تشنه حسینم از حرم رفت

*****

به مقتل دیده‌های دخترش بود

که تیغ دشنه روی حنجرش بود

تمام لحظه‌های سر بریدن

سرش بر روی پای مادرش بود

*****

زبان گفتنم آتش گرفته

ز کعب نی تنم آتش گرفته

حرم می‌سوخت طفلی داد می‌زد

که بابا دامنم آتش گرفته

*****

غم تو آتشی بر جان ما زد

یکی آتش به جان خیمه‌ها زد

یکی انگشت و هم انگشترت برد

یکی راس تو را بر نیزه‌ها زد

*****

تو رفتی و میان خیمه ماندیم

تیمم کرده چادر را تکاندیم

نشسته خسته با دستان بسته

همه با هم نماز خویش خواندی

کانال زیبایی شبره

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید